حسين قرچانلو
144
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
سوى آب نيل است و آن را جيزه خوانند و آنجا نيز مسجد آدينه است . در مصر چندان كشتى و زورق باشد كه به بغداد و بصره نباشد . اهل بازار مصر هرچه فروشند ، راست گويند و اگر كسى به مشترى دروغ گويد ، او را بر شترى نشانده زنگى به دست او دهند تا در شهر مىگردد ، زنگ مىجنباند و منادى مىكند كه من خلاف گفتم و ملامت مىبينم و هركه دروغ گويد ، سزاى او ملامت باشد . در بازار آنجا ، از بقّال و عطّار و پيلهور ، هرچه فروشند باردان « 1 » آن از خود بدهند . روغن چراغ آنجا از تخم ترب و شلغم گيرند و آن را زيت حارّ گويند . آنجا كنجد اندك باشد و روغنش گران و روغن زيتون ارزان بود و پسته گرانتر از بادام است و مغز بادام ده من از يك دينار نگذرد » . « 2 » ادريسى در وصف شهر فسطاط مىنويسد : « شهر فسطاط همان مصر است كه به اين نام خوانده شده ؛ چون در آغاز ، مصرام بن حام بن نوح ( ع ) آن را بنا كرده است ؛ شهر مصر در پايان عين شمس قرار دارد . چون عمرو عاص و مسلمانان در آغاز اسلام آن را فتح كردند ، در آن اقامت گزيدند و اطراف آن را خط كشيدند ، پس فسطاط خواندند . هماكنون شهرى است بزرگ در منتهاى آبادانى و نعمت و پاكيزگى و زيبايى و گشادگى راهها ، استوارى بناها و بازارهاى پر از كالاهاى بازرگانى ، ساختمانهاى متصل به هم ، و كشاورزى شكوفا . مردمش سامىنژادند . در پايين فسطاط ، ضياع گرانقدرى قرار دارد كه از آنجا شراب عسل كه از آب و عسل به دست مىآيد و در تمام آن سرزمين مشهور است وجود دارد . به سرزمين فسطاط كوه المقطّم متصل است و در آن كوه قبور پيامبرانى مانند يوسف و يعقوب و اسباط [ فرزندان او ] قرار دارد » . « 3 » ويليام صورى درباره ديدار فرستادگان شاه فرانكها از قاره و قصر خليفه در 563 ق / 1167 م ( همزمان با حكومت فاطميان ) گزارشى دارد كه بسيار حائز اهميت است . بخشى از گزارش اين گونه نقل شده است : فرستادگان كه به وسيلهء شاوور ، وزير خليفه هدايت مىشدند ، نخست به قصرى بسيار زيبا كه به طرزى با شكوه تزيين شده بود هدايت گرديدند . آنگاه ، فرستادگان به حياط بيرونى كه
--> ( 1 ) . ظرف و جوال و خرجين و لفّافه است كه چيز خريده شده را در آن نهند . ( 2 ) . همان ؛ ص 76 . ( 3 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 322 - 323 و 326 .